پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

248

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

غسل تعميد انجام داده باشد ، كافى است تا براى او جانم را فدا كنم « 1 » . اكنون برگرديم بر سر موضوع ؛ شبى كه روز آن سفير اسپانيا وارد شده بود ، شاه مجددا به سفير ترك اجازه ملاقات خصوصى داد . در اين جلسه هيچ‌كس حضور نداشت و تصور مىكنم شاه طى آن باز هم دربارهء صلح ، منتهى با لحن كاملا متفاوتى ، صحبت كرده باشد ؛ زيرا برعكس آنچه شاه تظاهر مىكند و در ملاءعام اظهار مىدارد وى بسيار مشتاق صلح است ، منتهى مىخواهد اين امر به شهرتش لطمه وارد نياورد و به طريق شرافتمندانه‌اى انجام گيرد . يعنى مجبور نشود طبق تقاضاى ترك‌ها از سرزمين‌هاى اشغالى بيرون برود و سالانه به اجبار به آنها ابريشم تحويل دهد . او حاضر است يك بار به طور پيشكشى و هديه ابريشم را ارسال كند و حتى آماده است وعدهء تحويل مكرر آن را نيز بدهد تا بعدا آزادى عمل داشته باشد ؛ ولى بيش از اين به چيز ديگرى تن در نمىدهد . يكشنبه هفده ژوئن در باغى كه فقط با يك خيابان از قصر شاهى جدا شده ، و نام آن باغ جنت است ، شاه به سفير اسپانيا اجازهء شرف‌يابى داد و چون مرتبهء اولى بود كه او را به حضور مىپذيرفت ، مهمانى مفصلى ترتيب داد كه هداياى سفير و هداياى مختلف ديگر را از پيش نظرش بگذرانند . در اين مهمانى اشخاص گوناگونى دعوت شده بودند و در مجلس بيش از صد تن از ملل مختلف ، با لباس‌ها و زبان‌هاى متفاوت ، ديده مىشدند و از من هم براى شركت در آن دعوت كرده بودند . اين ضيافت به شام بود و به طريقى كه ذيلا شرح مىدهم برگزار شد : بامداد آن روز به سفير اسپانيا خبر داده بودند كه بايستى به حضور شاه برسد ، در نتيجه او به تهيهء كار خود پرداخت و لباس مخصوص بر تن كرد و چون مىخواست هداياى پادشاه اسپانيا را نيز همان روز تقديم كند ، پانصد تن جوان آراسته را از مردم شهر برگزيدند و نزد او فرستادند . علت زيادى تعداد افراد اين است كه طبق رسوم ايران هر هديه‌اى ، هر چقدر هم ناچيز باشد ، بايد به دست يك نفر حمل شود ، تا صف طويلى تشكيل شده و نمايش شكوه و جلال بيشترى پيدا كند . هداياى سفير اسپانيا يعنى آنچه او همراه خود به قزوين آورده بود ، چنان‌كه مىگفتند ، نزديك صد هزار اكوى اسپانيايى ارزش داشت و از اين گذشته او سيصد بار شتر فلفل از هندوستان به

--> ( 1 ) . تمام قسمت‌هاى مربوط به مذاكرات و اختلافات بين سفير اسپانيا و پيترو دلاواله از طرف سانسور وقت حذف شده و در هيچ‌يك از چاپ‌هاى بعدى كتاب منعكس نشده است . قطعا مقامات وقت نمىخواسته‌اند موجبات اعتراض دولت اسپانيا را فراهم سازند و مردم به اختلافات مسيحىهاى كاتوليك در سرزمين‌هاى ديگر پى ببرند . - م .